محمد رضا واليزاده معجزى

115

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

بعنوان يارى محاصره‌شدگان به سراب ناوه‌كش آمده بود ، بعد از ورود امير احمدى بين او و كدخدايان چگنى واسطه شده از وى براى آنها تأمين گرفت و آنها را نزد امير احمدى برد . در اين ملاقات امير احمدى به كدخدايان چگنى محبت كرد و به آنها خلعت و مژده به عفو عمومى آنان داد « 1 » . كدخدايان اين مژده را به محل [ زندگى خود ] برده و از قول امير احمدى به اهالى گفتند كسى را با آنان كارى نيست ، مشغول كشاورزى خود باشند . هرمقدار تفنگ و اسب و غيره كه بعنوان غنايم جنگى به دست چگنىها افتاده بود ، توسط كدخدايان به شهر آورده شده تحويل لشكر غرب شد و با اين ترتيب غائله ياغيگرى لرستانيها و محاصره شدن لشكر غرب خاتمه پذيرفت . امير اشرف به شهر آمده مورد محبت واقع شد و امير اعظم نامه‌هايى مبنى بر خدمتگزارى مىنوشت . حركت غلامعلى خان و ساير خوانين بيرانوند به پشتكوه بعد از ورود امير احمدى و كناره‌گيرى طوايف بالاگريوه و چگنى غلامعلى خان و رفقايش كه با هزار شوق و شعف از پشتكوه به لرستان آمده و اميدوار بودند كه اين‌بار كلك لشكر غرب كنده شود ، وقتى كه مشاهده كردند باز هم فتح و پيروزى از آن لشكر بوده و با همه تلفاتى كه بر آنها وارد شده بالاخره سد محاصره را شكسته و خرم‌آباد را تسخير كردند ، بالمره از مبارزه با لشكر مايوس و به اتفاق ياران و اقوام خود و ساير خوانين كه مكرر از آنان نام برديم براى دومين « 2 » بار به طرف پشتكوه لرستان ( يعنى همان جايى كه موقع اعدام شدن شيخ على خان و مهر على خان و حسين خان برادرش و سردار خان و عده ديگر در آن‌جا بودند ) مراجعت كردند . ليكن چون ميرهاى صيمره در قضيه آمدن على محمد خان غضنفرى به سراب ناوه‌كش و اصلاح شدن روابط فىمابين « 3 » طوايف چگنى و امير احمدى دخالت كرده بودند ؛ لذا در حين مراجعت آنها را غارت و با اين تير دو هدف را نشان ساختند . زيرا در اين هنگام غلامرضا خان امير جنگ والى پشتكوه از ميرهاى صيمره كه وزيرش بودند خوشبين نبود و نسبت به مراتب خلوص آنان سوء ظن شديد حاصل كرده [ بود ] . از قراين و اشارات « 4 » [ چنين برمىآيد كه ] مسبب بىمهرى والى نسبت به ميرهاى مزبور پسرش يد الله خان اشرف الملك بوده و خود آقاى يد الله خان

--> ( 1 ) . اصل : به آنها خلعت داد و مژده به عفو عمومى به آنان داد . ( 2 ) . اصل : دويمين . ( 3 ) . اصل : و واسطه اصلاح شدن فىمابين . ( 4 ) . اصل : ظاهرا « امارات » خوانده مىشود .